الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
61
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
او از من است و من از او هستم ! و جبرئيل فرمود : و من از شما هستم . « 1 » و طبرسى هم اين را در إعلام الورى روايت كرده است . « 2 » ( 1 ) و شيخ مفيد در ارشاد با اسناد به زيد بن وهب از عبد الله بن مسعود « 3 » نقل مىكند كه : خالد بن وليد از پشت بر مسلمانان حمله كرد و به دنبال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىگشت تا اين كه او را ديد كه به همراه تعداد كمى از اصحابش مشغول كارزار است ؛ لذا به يارانش گفت : مىبينيد كه آنچه مىخواستيد بسيار به شما نزديك است ؛ پس هر اقدامى كه مىتوانيد بكنيد ! آنها هم به صورت دسته جمعى با شمشير و نيزه و تير و پرتاب سنگ به او حمله كردند . ( 2 ) امير المؤمنين عليه السّلام و ابو دجانه و سهل بن حنيف به دفاع از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله پرداختند و حملات مشركان بر آنها لحظه به لحظه شديدتر مىشد و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به واسطهء ضربههائى كه بر او وارد شد ، بيهوش گرديد و هنگامى كه چشمانش را باز كرد ؛ على عليه السّلام را ديد و سؤال كرد : مردم چه كردند ؟ فرمود : پيمانشكنى كرده و فرار كردند . در اين ميان عدّهاى از مشركان قصد جان او را كردند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اينها قصد جان مرا كردهاند ، آنها از من دور كن . امير المؤمنين عليه السّلام به آنها حملهور شد و آنها را عقب راند و سپس بازگشت و از ناحيهء ديگرى به آنها حمله كرده و آنها را پراكنده ساخت و ابو دجانه و سهل بن حنيف بالاى سر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ايستاده بودند و با شمشير از آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله دفاع مىكردند . « 4 » ( 3 ) زيد بن وهب مىگويد : از ابن مسعود سؤال كردم كه يعنى تمام مردم از اطراف رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پراكنده شدند ، به طورى كه به جز على بن ابى طالب عليه السّلام و ابو دجانه و سهل بن حنيف در كنار آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله باقى نماندند ؟ ! فرمود : و طلحة بن عبيد الله هم به آنها ملحق شد . پرسيدم : ابو بكر و عمر كجا بودند ؟ گفت : آنها از كسانى بودند كه به سوى كوه فرار كرده بودند ! « 5 » سؤال كردم : عثمان كجا بود ؟ گفت : سه روز بعد از واقعه احد آمد ! و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به وى گفت : هرآينه آبروى خويشاوندى را بردى ؟ سؤال كردم : تو كجا بودى ؟ گفت : من هم به بالاى كوه فرار كرده بودم !
--> ( 1 ) . روضهء كافى ، ص 110 و در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 107 و بعضى از منابع آن را نقل كرديم كه از جملهء آنها روايت أبان امام صادق عليه السّلام در علل الشرايع ، ج 1 ، ص 7 مىباشد كه از او در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 70 آمده است . ( 2 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 177 - 178 . ( 3 ) . الارشاد ، ج 1 ، ص 80 - 84 . ( 4 ) . همان ، ص 82 . ( 5 ) . چنان كه در بحار الانوار ، 20 : 71 - 70 هم آمده است .